همزمان با حذف ارز ترجیحی و حرکت اقتصاد بهسوی تکنرخی شدن ارز، بحث عرضه دوباره خودروهای داخلی در بورس کالا مطرح شده؛ رویکردی که میتواند یکی از ابزارهای اصلاح ساختار بازار و کاهش فاصله قیمت کارخانه و بازار آزاد باشد.
به گزارش پایگاه خبری خودروفارسی، با همزمانی حذف ارز ترجیحی و حرکت سیاستهای اقتصادی بهسوی تکنرخی شدن ارز، بار دیگر موضوع عرضه خودروهای داخلی در بورس کالا به یکی از محورهای بحث بازار خودرو تبدیل شده است. این رویکرد بهعنوان یکی از گزینههای بالقوه برای ساماندهی بازار و کاهش شکاف میان قیمت کارخانه و بازار آزاد، مورد توجه سیاستگذاران و فعالان صنعت قرار گرفته است.
در سالهای اخیر، بازار خودرو همواره با اختلاف معنادار میان قیمتهای مصوب و نرخهای معاملاتی در بازار آزاد مواجه بوده است. این شکاف قیمتی موجب شده بخش قابلتوجهی از منافع اقتصادی نه به مصرفکننده نهایی برسد و نه به تولیدکننده، بلکه در چرخه واسطهگری توزیع شود. در نتیجه، هم فشار مالی بر خودروسازان افزایش یافته و هم دسترسی خریداران واقعی به خودرو با محدودیت مواجه شده است.
در چنین فضایی، عرضه خودرو در بورس کالا بهعنوان سازوکاری مبتنی بر شفافیت، رقابت و کشف قیمت واقعی مطرح میشود. در این مدل، قیمت خودرو از مسیر عرضه و تقاضا تعیین شده و از چارچوب قیمتگذاری دستوری فاصله میگیرد؛ موضوعی که میتواند به کاهش فاصله قیمتی و نزدیکتر شدن نرخها به واقعیتهای بازار کمک کند.
از سوی دیگر، فروش خودرو از طریق بورس کالا این امکان را برای خودروسازان فراهم میکند که منابع مالی حاصل از فروش محصولات خود را بهصورت مستقیم، شفاف و بدون تأخیر دریافت کنند. این موضوع میتواند فرآیند تأمین مالی خودروسازان را تسهیل کرده و بخشی از پیچیدگیهای موجود در روشهای فروش فعلی را کاهش دهد.
تجربههای پیشین عرضه خودرو در بورس کالا نشان میدهد که این مسیر مزایایی همچون شفافیت بیشتر در قیمتگذاری، کاهش فاصله قیمت کارخانه و بازار آزاد، بهبود جریان نقدینگی خودروسازان و محدود شدن فعالیتهای غیرمولد و سوداگرانه را به همراه دارد. در چنین بستری، قیمتها در فضایی رقابتی شکل میگیرند و پیشبینیپذیری بازار افزایش مییابد.
همزمانی طرح دوباره این سیاست با حذف ارز ترجیحی و حرکت به سمت ساختارهای اقتصادی کمتر دستوری، میتواند بستر مناسبتری برای اجرای ابزارهای بازارمحور فراهم کند. در شرایطی که قیمتها بیش از گذشته به متغیرهای واقعی اقتصاد نزدیک میشوند، استفاده از مکانیزمهای شفاف میتواند کارایی بالاتری داشته باشد.
با این حال، اجرای عرضه خودرو در بورس کالا بدون چالش نیست. اختلافنظر میان نهادهای سیاستگذار درباره شیوه تنظیم بازار، نبود چارچوب قانونی یکپارچه، نگرانی از نوسانات کوتاهمدت قیمتها و محدودیت ظرفیت عرضه خودرو، از جمله موانعی است که میتواند بر موفقیت این سیاست تأثیر بگذارد. این موارد نشان میدهد که تحقق این مسیر، نیازمند هماهنگی نهادی و برنامهریزی دقیق است.
در مجموع، عرضه خودرو در بورس کالا در شرایط فعلی میتواند بهعنوان یکی از ابزارهای اصلاح ساختار بازار خودرو مورد بررسی قرار گیرد. در صورت رفع موانع قانونی و اجرایی، این سازوکار میتواند به افزایش شفافیت، کاهش فاصله قیمتی، بهبود شرایط تولیدکنندگان و مصرفکنندگان و در نهایت متعادلسازی بازار خودرو کمک کند.

